ميرزا مهدى نواب طهرانى
51
دستور الأعقاب ( فارسى )
جمعى را مجال شفاعت كه نوشداروى بعد از مرگ بود بدست آمد . عرض داشتند كه گيرنده وجوه آقا كريم كرمانشاهانى « 1 » است ، اين پير ، كرم گلپايگانى است ، آن كهلى كارگزار است ، اين پيرى بىمقدار ، آن ميرزا رضا را نايب و نواب است ، اين فقير مردى بوّاب ، آن محتشم ملازم سفر است ، اين مسكين مقيم بر در . در كتابى ديدم كه روباهى را مضطرب به گريز ديدند ، جهت پرسيدند ؛ بگفت كسان سلطان شتر مىگيرند . بگفتند اى ابله ترا با شتر جهت مناسبت نباشد . بگفتا در فقدان تميز فرق فيما بين خسيس و عزيز برخيزد . * * * [ از اين گونه افعال و احكام بر اشخاص متعدّد . . . ] از اين گونه افعال و احكام بر اشخاص متعدّد واقع است . در سفه و نادانى به غايتى است كه در عزيمت تسخير هرات و تنبيه خود سران آن صفحات ، ابله فريبى « 2 » بگفت كه عرّادهاى بسازم كه ششصد من عراقى بر آن نهند ، از دار الخلافه بدون اعانت آدمى و دواب به هرات و مرغاب رود . وجهى معقول به اين دعوى مجهول بگرفت و بخورد ، رجوع به اين سخن احدى نكرد . * * *
--> ( 1 ) . ح : كرمانشاهى ( 2 ) . ح : مرتبتى